vanvis

honary farhangi

                                       زن ایرانی در دوره صفویه
پیش از جنگ دوم جهانی و سوزاندن قوم یهود به دست هیتلر، در ایران در دوران صفوی انسان سوزی به شدت اجرا می شد. نمونه بارز این ماجرا را در زمان زمامداری شاه عباس دوم می خوانیم. او هوش و عقل در برابر مستی از دست می داد و به کار های غیر انسانی و دردناک دست می زد.
داستانهای فراوان از سوزاندن شهروندان و زنان بیگناه در کتابهای جهانگردان و سفیران آمده .«کاردی» می نویسد:
« شاه روزی فرمان داد سه تن از زنهای حرم را زنده زنده در آتش بیفکنند، جرم این سه زن این بود که شاه به آنان شراب داده و آنان از خوردن شراب امتناع کرده بودند.»
تاور نیه نیز سوختن زنان را با این داستان آغاز می کند: روزی شاه به خواجه باشی دستور داد که یکی از زنهای مورد علاقه اش را بسوزاند. خواجه باشی به این امید که عشق فراوان شاه به این زن ممکن است او را پشیمان کند، به این کار دستنزد. فردای آنروز هنگامیکه شاه از خواجه باشی از حال زن پرسید، جواب داد که کار را امروز انجام خواهد داد. شاه فوراً دستور داد که خواجه باشی را در آتش بسوزانند و آن زن را بخشید.
هر زنی که از فرمان پادشاه سر باز می زد، به آتش کشیده می شد. تاورنیه در جای دیگر می نویسد:« سه زن از زنان حرمسرا نیز که از فرمان شاه سرباز زده بودند به وسیله خواجه  سرایان حاضر شدند و چون زمستان بود و آتش بسیاری در پیش پادشاه افروخته بودند، حکم کرد تا آن بیچاره ها را در همانجا به آتش انداختند و سوزانیدند، بعد شاه رفت و راحت خوابید.»
ستم دیگری که بر زنان صفویه می رفت کشتار نوزادان پسر آنها بود. در حرمسرای شاهان صفویه اگر زنی فرزند پسری به دنیامی آورد، به این انگیزه و بهانه که نوزاد در آینده جانشین شاه خواهد شد، بیدرنگ او را می کشتند. هر گاه زنی ازقربانی شدن نوزاد پسرش زبان به شکوه می گشود و یا از دستور شاه خود داری می کرد، جان خود را ازدست می داد.
در این راستا سانسون می نویسد:
«...صدر خاصه *در ایران به قدری مورد احترام است که سلاطین دختران او را به عقد ازدواج خود در می آوردند. آخرین صدر خاصه، در زمان سلیمان صفوی، خواهر شاه را خواستگار ی و به ازدواج خود در آورد، و شاه نیز با خواهر وی عقد زناشوئی بست. اما عظمت مقام صدر که بالاترین مقام روحانی کشور می باشد، مانع آن نبود که شاه تمام اطفال ذکوری را که از ازدواج با خواهر صدر به وجود می آید به قتل نرساند...اگر زنان شاه قصوری در خبرکردن خواجگان برای خفه کردن فرزندانشان داشته باشند، خود جان را در این سهل انگاری از دست می دهند.»                                                                                 به هر روی یکی از پدید ه های دردناک اجتماع صفوی افزایش روسپیگری است که گاه نیز از سوی فرمانروایان نیرو می گرفت، تا آنجا که برای خوش آیند میهمانان عزیز روسپی  ها را در لباس های زینت شده به پیشواز میفرستادند و در کوی و برزن آنها را به هنر  نمائی وادار می کردند. در سیاحتنامه شاردن ، سیاح فرانسوی می خوانیم:
« در سال 1637 هنگامیکه دوک هلشتاین (سفیر فرانسه در دربار شاه صفی) به قزوین قدم می گذاشت، در پانصد متری شهر پانزده زن جوان با البسه و تزئینات فراوان که از طلا و نقره ساخته شده بود، به پیشواز سفیر آمدند...به خواندن و نواختن موسیقی مشغول بودند و تا نزدیکی شهر از میهمانان بدرقه کردند...در تمام میهمانیهای مجلل و پذیراییهای رسمی، از رقاصان دعوت می  شد، و آنها با ساز و آواز  های خود و نقشهایی که ایفا می کردند صحنه های عشقی را نمایش می  دادند...با اینکه در ایران داشتن زن عقدی و صیغه داشتن کنیز شرعاً وعرفاً بلا اشکال است، باید نرخ فواحش بسیار ارزان باشد، و حال آنکه در ایران بیش ا ز دیگر کشور  ها است...در نزدیک مدرسه صفوی، محله ایست مخصوص فواحش، چند کوچه و چند کاروانسرا در اختیار آنها است.اشخاص نجیب و شرافتمند از این محله عبور نمی کنند. دوازده هزار زن فاحشه در اصفهان تحت حمایت دولت زندگی می کنند، غیر از این عده، عده ای از زنان فاحشه به طور محرمانه در محلات اصفهان زندگی می کنند.»1
روسپیگری و روسپی خانه درهمه شهر های ایران وجود داشته و تنها شهر اردبیل از این آفت اجتماعی سالم بدر رفت، زیرا آرامگاه شیخ صفی جد بزرگ صفوی در این شهر قرار داشت. ناگفته نماند که ایران در زمان صفویان کشوری پهناور تر از امروز بود که کابل ، قندهار  ،هرات، بلخ و مرو را در بر می گرفت.
شاید این گزند جامعه شاه عباس را آزرده خاطر کرده بود که در روز جمعه 23 ماه شوال1017 هجری همه روسپی ها را به دربار خواند و به آنها سه روز زمان داد تا از کارشان دست کشیده و توبه کنند و اگر از فرمان شاه سر باز زنند از اصفهان رانده می شوند.2
پس از این فرمان ، کسی نمی داند آنها که توبه نکردند به چه سرنوشتی دچار شدند؟ چه کسی به یاری آنها رفت؟ و سرانجام کارشان به کجا کشید؟
دریغا که هیچکس از جهانگردان و سفیران از چند تن زن دانشمند و ادیب و کاردان نام نبرده  اند.
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 20 توسط fateme|


آخرين مطالب
»
» طرح‌های اسلامی یک تازه مسلمان در بازار مد
» پوشش زنان در ايران -قسمت اول
» طراحی صحنه
» زندگی
» دلواپسی
»
» طراحی صحنه ی نمایش خرس های پاندا ...
» طراحی صحنه سوررئالیستی
» تحلیل تم نمایشنامه خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد
Design By : Pars Skin