به بهانه ی یک اتفاق سیاسی بزرگ در ایران در روزهای آتی



پرسپولیس
عکس از مسلم عباسی

دستاوردهای سیا سی و قانونگزاری داریوش

وقتی اسکندر برای تقدیر از دستاورد های کورش و داریوش بر سر مزار این دو بنیانگزار امپراطوری ایران رفت،کتیبه ای بر مقبره ی داریوش دید و دستور داد آن را برایش ترجمه کنند. عین این متن که در نوشته های استرابون strabonنقل شده،چنین است:

"من دوست ویاور دوستانم بودم،سر آمد چابکسواران جنگجو شدم ،کمانگیری زبر دست و سر کرده ی شکارچیان ،دانستم و توانستم هر چه خواستم.

هر چند که متر جم تر جمه ی ناشیانه ای ارائه داده ولی با همین ترجمه حماسه داریوش را حفظ کرده،پادشاهی که می گوید"من دوست و یاور دوستانم بودم "اصل و مبنای رابطه ی او با انسان هاست.در واقع کتیبه ی او آیین اوست ،آیینی بیرون تراویده از درونمایه ای پر احساس،فاتح آن همه پادشاهان دروغین ،در اینجا،نهایت احترام خود را به هر یک از اقوام دست نشانده ،ابراز می دارد،اقوامی که خود را دوست او مینامند.آرمان پادشاه،استقرار یک قانون همگانی بر اقوام ساکن از تراکیه تا سندو قفقاز تا اقیانوس هند،علی رقم اختلافات نژادی ،اخلاقی و اعتقادی آنهاست.

بدون یک چهار چوب قانونی، هیچ گاه یک امپراتوری به وجود نمی آید و داریوش این لزوم را نادیده نمی گیرد. پژوهشگرانی که متون متعدد وپراکنده ی داریوش در بیستون،تخت جمشید وشوش ونقش رستم را مطالعه و بررسی کرده اند،همگی بر این باورندکه بین این نوشته ها وقانون حمورابی همسویی هایی وجود دارد،قانونی که قرن ها از آن رونویسی می شده و مبنای کار معاونان داریوش بوده است.تمامی این فرامین رسمی،برروی الواح کتیبه هایا پاپیروس،باز نویسی وبه مراکز ایالات امپراتوری ارسال می شد.             



دروازه و ستون ها
عکس از مسلم عباسی

ادامه ی دارد.


 

هنر کاشیکاری در ایران

موطن اصلی کاشی،ایران بوده است وصنعتگران دوره ی هخامنشی مبتکر و خالق این هنر بوده اند.ولی در زمان اسکندر این هنر از کشور ایران کوچ کردودر دوره ی هلاکوخان به سبکی نوبه میهن باز گشت.در قرن ششم هجری(دوازدهم میلادی)،یعنی در دورهی سلجوقیان،کاشیکاری،بویژه معرق کاری،به سمت کمال رفت وبسیار متداول شد.در قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی)هنر مندانی که همیشه به فکر نو آوری بودند موفق شدند اجزاء معرق را ریزتر و کوچکتر کنند وزیباترین اشکال هندسی وگل و بوته ها را در مجموعه هایی از رنگ های لطیف نمایش دهندوبهترین کاشیکاری را در سطوح بنا ها جلوه گر نمایند.به عبارت ساده خلاصه می توان گفت که کاشیکاری در عهد چنگیز و تیموریان،صنعتی به کمال رسده بودکه در عهد صفویه به منتهای عظمت خود دست یافت.    

بعد از دوره ی صفویه کاشیکاری ایران سیر نزولی طی کرد.در زمان قاجاریه بعضی از آثار کاشیکاری را تعمیر کردند،در این دوره هیچگونه نوآوری پدیدار نشد وکاشیکاری که انجام گرفت ظرافت دورهی صفویه را ندارند.

انواع کاشی:

1.گره کشی:کاشی هایی که با طرح و نقش های مختلف با اشکال چند ضلعی های هندسی که پهلوی یکدیگر قرار گرفته وتشکیل نقشهای کلی را می دهند به نام گره کشی معروف هستند

2.معرق کاری:عبارت است ار قطعه های بریده شده ی کاشی از روی نقوش مختلف ورنگهای متفاوت ،تراشیده و پهلوی یکدیگر به شکل قطعه های بزرگ در آمده روی کار نصب می شوند. این نقوش گاهی از شکل های گره کشی و گاهی از نقش های مختلف مانند گل و بته سازی وغیره هستند که به نام  اسلیمی وختایی و نقوش دیگر مشهور شده اند.

3.کاشی هفت رنگ:که شهرت زیادی دارند،به شکل چهارگوش ساخته می شوند و اندازهی تقریبی آنها 15در15 cm یا بیشتراست.در این شیوه کاشی را پس از پخت اول و ترسیم نقش روی آن دوباره در کوره حرارت می دهند،و پس از خارج شدن از کوره ،کاشی ها رادر محل ،نصب می کنند.هفت رنگ متداول در این نوع کاشی کازی عبارتند از:سفید،سیاه،لاجوردی،فیروزه ای،قرمز،زرد،حنایی. در مسجد شاه اصفهان(امام)از این کاشی کاری بسیار استفاده شده است.

 4.معقلی:نقوش معقلی که ازمصالحی مانند آجر و کاشی(جداگانه و در هم)ساخته می شود وترسیم آن معمولا در جدول های ساده انجام پذیر است PIC_0042.jpg