اولین زن فارغالتحصیل دبیرستان در باغ خرابهای در شهرستان دماوند
مهرتاج رخشان در روز جشن فارغالتحصیلی از دبیرستان - پیش از 1297 خورشیدی
مهرتاج رخشان اولین دختر ایرانی است که در دوران مظفرالدین شاه از دبیرستان آمریکاییها فارغالتحصیل شده است. اما وضع تحصیل دختران در مدرسه، در آن زمان به همین سادگی هم نبوده و مهرتاج مجبور شده به همراه خواهرش و به بهانهی حمام رفتن از خانه بیرون بزند و یکراست به خانهی علیاصغر خان اتابک برود و یک ماه در آنجا بست بنشیند تا اجازهی مدرسه رفتن را از پدرش بگیرد.
اما مدرسه رفتن با چادر و چاقچور و برداشتن کتاب و دفتر هم مسئلهای بوده است. برای همین مهرتاج رخشان خودش لباسی را اختراع میکند که ظاهرا شبیه مانتوهای امروز است ولی یک کلاه هم که صورت را میپوشاند روی سرش میگذارد که دستهایش آزاد باشد. خودش میگوید که پوشیدن این لباس غوغایی در شهر به پا کرد. مردم پدر مهرتاج را تهدید میکردند که دخترش را در خیابان میکشند تا بالاخره این تهدیدها و فشار پدرش به آنجا میرسد که مجبور میشود برای حفظ جانش دوباره به چادر و چاقچور برگردد
در سال چهارم دبیرستان آمریکاییها از پدرش میخواهد که به او برای ایجاد یک مدرسهی دخترانه کمک کند. گویا مهرتاج و خواهرش با کمک صدیقه دولتآبادی مدرسهی «امالمدارس» را برای دختران ایجاد میکنند که یکی از اولین مدارس در اصفهان است. میگوید که خواهرش مدرسهی خودش را رها کرد و در مدرسهی جدید معلم تماموقت شد ولی مهرتاج صبح تا عصر را به دبیرستان آمریکاییها میرفته و عصرها هم به مدرسهی خودش برای درس دادن.
خاطرهای را که خود مهرتاج از دوران تحصیلش در دبیرستان بیاد میآورد این است که آن زمان تنها زن ِ بیحجاب ایرانی بوده که در مجلسی رسمی شرکت میکرده و اینکه سه سخنرانی هم در آن مراسم داشته است
بعدها مهرتاج رخشان پیشنهاد تاسیس خانهی امید را مطرح کرد و همینطور موضوع تساوی دختران و پسران را در تحصیل. چرا که تا آن زمان، به دختران اجازه نمیدادند بیشتر از 6 کلاس درس بخوانند. مهرتاج در زمان کنگرهی دوم در سال 1311 شخصیت شناختهشدهای در میان زنان فعال بوده است و در یکی از جلسات هم درخواست تقدیر از تلاشهای او مطرح میشود.
کار و شغل او در سالهای بعد، مدیریت و معلمی در مدارس دخترانه در شهرهایی مثل انزلی، مشهد، گلپایگان و ملایر بود. مهرتاج به گفتهی خودش چند کتاب و چندین مقاله هم نوشته بوده که شاید دیگر اثری از آنها لااقل به صورت عمومی نباشد. عنوان دو تا از کتابهایش "زنان سخنور" و "هدایت به راههای عدالت" است. در سالهای آخر عمر هم که بخاطر نداشتن یک حقوق بازنشستگی و درآمد کافی، در شرایط خوبی زندگی نمیکرده است: چادری در ته یک باغ در شهرستان دماوند و با درآمدی بخور و نمیر از اهالی محل.
سلام من فاطمه هستم متولد سال64 از تهران کارشناس طراحی صحنه ولباس تئاتر ونقاش به وبلاگ من خوش آمدید