داریوش به کارکرد درست دستگاه قضایی و عدالت و دادگستری اهمیت زیادی می داد و قوانینش تا مدت ها پس از انقراض امپراتوری هخامنشی در ایران،اجرا می شد. هرودوت می نویسد:"قضات منتخب شاه از میان پارس ها،تا روز مرگ انجام وظیفه می کردند،مگر آنکه به دلیل نا دیده انگاشتن عدالت ،از کار بر کنار شوند.قضات در دادگاه به داوری می نشستند،به تعبیر و تفسیر قوانین جاری می پر داختندوبه تمام جرائم وتخلفات رسیدگی می کردند."ولی ملل مغلوب،قوانین خاص خود را در کنار قوانین داریوش حفظ کرده بودند،چنان که در بابل وضع اینگونه بود.

راستی ودرستی وعدالت را باید از بارزترین ویژگی های شخصیت ،منش وفضیلت والای داریوش دانست که بسیاری در کتیبه هایش به تبلیغ این اوصاف می پردازد،این صفات با گوشت و خون مردم عجین شده بود،به طوری که در هیچ یک از امپراتوری های کهن شرق نظیر آن را نمی یابیم.

"اهورا مزذا مرا یاری داد،وتمامی دیگر خدایان. امید که اهورا مزدا کشور مرا از تجاوز و خشکسالی ودروغ به دور داردو قحطی ودروغ وتجاوز را به سرزمین من ،راهی نبا شد!از اهورا مزدا وتمامی خدایان این را میخواهم،امید که اهورا مزدا و تمام خدایان یاریم دهند."

تصور چنین احساسات ملی و میهن پرستانه ای در ضمیر این پادشاه،دور از ذهن نیست.پادشاهی نگران رفاه و آسایش مردم سرزمینی که سرنوشتش به او سپرده شده است،از خدای خود یاری می جوید.تمام پارسیان این گونه به مام میهن دلبسته بودند. هرودوت خاطر نشان می کند که یک پارسی اصیل هیچ گاه از خدای خویش برای خود چیزی نمی خواهد بلکه:شاه را دعا می کند و خوشبختی همگان ذا آرزو دارد ودر این نیا یش خود را عضوی از جمع می داند."

منبع:

تاریخ ایران(از آغاز تا اسلام )تالیف:رومن گیرشمن.ترجمه ی محمود بهفرورزی