طراحی صحنه
در تئاتر، طراح صحنه به عنوان پل میان هنرهای تجسمی و هنرهای نمایشی وارد عمل می شود. اوست که فضایی را خلق می کند تا اتفاقات نمایش در آن رخ دهد. «طراحی صحنه باید یک نقاش «آبستره[1]» باشد[2]». برای توضیح این مقوله می توان بگویم که نقاشی آبستره حالت موسیقی را دارد که فرد شنونده به هنگام شنیدن قطعه ای از آن، به دنبال موضوع نمی گردد. بلکه آن را می شنود، احساسش می کند و با آن همراه می شود و ارتباط آن با طراح صحنه در آن است که طراح صحنه باید بهترین وظیفه خود را در بازنمایی احساس صحنه خلاصه کند و این بدین معنی است که وظیفه ی اصلی طراح صحنه بیش از متن محوری- تحلیل محوری، فضا محوری و فضا سازی است. او باید موسیقی جاری در متن اثر را به تماشاگر منتقل کند. در این نوع طراحی، ضمیر ناخودآگاه تماشاگر به بازی گرفته می شود.
طراح صحنه باید با استفاده از یک فضا سازی صحیح و تاثيرگذار قوه ی تعقل و ضمیر خودآگاه تماشاگر را بیرون از صحنه نگه دارد. هنگامی که نور اولین صحنه بر روی دکور و فضای ایجاد شده پاشیده می شود، اگر نفس در سینه ی تماشاگر حبس شود و فریاد وای بی صدای او سر داده شود، می توان گفت که طراح موفق عمل کرده است. او در این لحظه توانسته است فضای منفی موجود در ذهن و روح تماشاگر را به بیرون براند.
پس طراحی صحنه ای موفق بوده است که آنچنان مهیب و حیرت انگیز است و چنان از فضاسازی غنی و حساب شده ای برخوردار است که راه را بر هر عامل روانی مزاحم بسته و روح و ذهن تماشاگر را دربست در اختیار فضای موجود در نمایش قرار می دهد.امیدوارم چنین طراحی هایی در تئاتر ما بسیار ببینیم و همچنین دیدگاه افراد نسبت به طراح صحنه تغییر یابد
سلام من فاطمه هستم متولد سال64 از تهران کارشناس طراحی صحنه ولباس تئاتر ونقاش به وبلاگ من خوش آمدید