غربت دل من
من همونم که همیشه
غم و غصم بی شماره
اونبکه تنهاترینه
حتی سایه ام نداره این منم که خوبیامو
کسی هرگز نشناخته
او نکه در راه رفاقت
همه ی هستی شو باخته
هر رفیق راهی با من
دوسه روزی همسفر بود
ادعای هر رفاقت
واسه ی من چه زود گذر بود
هر کی با زمزمه ی عشق
دو سه روزی عاشقم شد
عشق اون با عث زجر
همه ی دقایقم شد اونکه عاشق بود،عمری
از جدا شدن می ترسید
همه ی هراس و ترسش
به دروغش نمی ارزید
چه اثر از این صداقت
چه ثمر از این نجابت
وقتی قد سوزن به وفا نکردیم عادت
سلام من فاطمه هستم متولد سال64 از تهران کارشناس طراحی صحنه ولباس تئاتر ونقاش به وبلاگ من خوش آمدید