وقتي از طراحي صحنه حرف مي‌زنيم، از چه مي‌گوييم؟

تئاتر ما اگر نگوييم كه بازيگر يا كارگردان محور است لااقل مي‌توان از فضاي حاكم اين طور دريافت كرد كه به بقيه عوامل از جمله طراح صحنه، طراح نور و... نسبت به ‌بازيگر، كارگردان و نمايشنامه‌نويس كمتر ‌بها داده مي‌شود.
طراحان صحنه ما بيشتر اجرا كننده طرح‌ها و ايده‌هاي كارگردان‌ها هستند و كارشان به منزله ويترين نمايش تلقي مي‌شود اگر چه كه اين ديد‌ نسبت به سال‌هاي گذشته بسيار تغيير كرده است، اما همچنان ارزش و كاربرد طراحي صحنه در تئاتر هم رديف با كارگردان و بازيگر تعريف نمي‌شود. در اين گزارش كارگردان‌ها و طراحان صحنه فعال در اين حوزه درباره اين نگرش اظهارنظرهاي متفاوتي كرده‌اند.
خسرو خورشيدي
خسرو خورشيدي از طراحان صحنه و لباس با سابقه تئاتر كشور است كه از سال‌هاي اوليه انقلاب كارش را در حيطه طراحي صحنه تئاتر در ايران آغاز كرد. او همچنين سال‌هاست كه به امر تدريس در اين حيطه ‌مشغول است.
خسرو خورشيدي با بيان اين كه هنوز طراحي صحنه مانند بازيگري و كارگرداني جدي گرفته نشده است، گفت:«خيلي كارهاست كه در اين مملكت جدي گرفته نشده، طراحي صحنه هم يكي از آن‌هاست. در سينما يك جاي با عنوان لوكيشن انتخاب مي‌شود آن وقت اسمش را طراحي صحنه مي‌گذارند! در حالي كه چيدمان صحنه بسيار متفاوت است با طراحي صحنه.»
خسرو خورشيدي ادامه داد:«نه تنها خواندن درام مهم است بلكه تبادل نظر و گفت‌وگو ميان طراح و كارگردان در پرداخت ايده‌ها و ذهنيت‌هايِ مناسب بسيار مؤثر است. من كه سال‌ها زير نظر طراحان بزرگ آموزش ديده‌ام، ديده‌ام كه آن‌ها ابتدا به ساكن ايده‌هايي براي طراحي يك نمايش دارند و بعد با گفت‌وگو با كارگردان‌ها ايده‌ها پخته‌‌تر مي‌شود و در نهايت در راستاي كار قرار مي‌گيرد. پيش مي‌آمد كه آن‌ها ‌‌در طول دو دهه طراحي صحنه‌يِ پنج اپرا را انجام دهند، اما هيچ كدام از آن‌ها به هم شبيه نباشد و هر بار با طراحي صحنه كاملاً متفاوتي تماشاگر روبه‌رو شود. مانند پزشكي كه قطعاً بيمار‌انش را با روش 10 سال پيش مداوا نمي‌كند.»
خورشيدي افزود:«من اين نظر را ندارم كه خداي ناكرده طراحان ما چنين قابليتي ندارند اما كمتر در كارهاي آن جد‌يت و خلاقيت ديده‌ام.»
اين طراح صحنه با سابقه تئاتر درباره عمده مشكلات طراحي صحنه فعلي گفت:«تماشاگران تئاتر در دهه‌هاي پيش‌تر آگاهي بيشتري نسبت به تئاترها داشتند، مي‌دانستند كه هر سالن چه برنامه‌هايي دارند، اما اكنون كه سالن‌ها بي‌هويت شده‌اند، تماشاگر نيز انگار كه به قيمت رستور‌ان‌ها نگاه مي‌كند. نه به كيفيت غذاهايشان، از سالن‌هاي تئاتري استقبال مي‌كنند و به اين دليل شايد طراحي‌هاي خيلي خوب هم ديده‌ نشوند. در مقابل اگر كاري از خارج بيايد با هزار عيب اما چون از آن طرف آمده، ‌راحت مي‌گيريم.»
خورشيدي افزود:«متأسفانه كارگردان‌ها هم خيلي به كمك طراحان صحنه نمي‌آيند و آن‌ها را مطرح نمي‌كنند و مثلاً نمي‌گويند كه چقدر در موفقيت يك نمايش كارگردان نقش داشته، چقدر طراح صحنه و... حالا همه اين‌ها پيشكش، ما واقعاً از چه مي‌گوييم وقتي دانشجويان اين رشته بعد از فارغ‌التحصيلي بستري براي كار ندارند و بي‌كار مي‌مانند!»
سيامك احصايي
سيامك احصايي، طراح صحنه باسابقه تئاتر و سينما در اين باره نظرات جالب و شنيدني دارد. او مي‌گويد:«من با بازيگرها و يا كارگردان‌هايي برخورد كرد‌ه‌ام كه به گمانشان تئاتر يعني بازيگر. به اعتقاد آن‌ها صرف نظر از نور، طراحي، متن و كارگرداني مي‌توان نمايشي را به مدد بازيگر روي صحنه برد و تماشاگر هم جذب كرد. اگر من كه علاقه‌مند كار در تئاتر هستم اين تعريف را بپذيرم براي بودن در تئاتر فقط مجبورم سراغ بازيگري بروم! اما اگر تخصص‌ها درست تعريف شود، طبيعتاً هر كسي مي‌تواند طبق علاقه‌ و توانايي‌هايش كار كند‌ اما متأسفانه در تئاتر ما هنوز اين مسئله جا نيفتاده است. كارگردان‌ها وقتي از طراح صحنه دعوت مي‌كنند، در صحبت‌هاي اوليه‌شان معمولاً مي‌گويند كه مثلاً من يك پله مي‌خواهم سمت چپ صحنه، يك دَر انتهاي صحنه مي‌خواهم و... بعد از خودت مي‌پرسي كه تو براي چه آمده‌اي؟! در حالي كه متن را خوانده‌اي و حتماً ذهنيت‌هايي براي طراحي صحنه داري!»
احصايي ادامه مي‌دهد:«كارگردان‌هاي ما متأسفانه اين ذهنيت را دارند كه طراحان صحنه بيشتر در مقام اجرا كننده طرح‌ها و ايده‌هاي آن‌ها هستند. در حالي كه در كشورهاي ديگر كارگردان قبل از شروع كار با نويسنده، طراح نور، لباس، صحنه و... جلساتي مي‌گذار‌د تا به ايده‌هاي كلي برسند، ايده‌هايي كه طبعاً در پروسه كار بهتر و پخته‌تر مي‌شود، اما در كشور ما كارگردان‌ها وقتي چند جلسه از تمرين‌شان با بازيگرها مي‌گذرد و به نتايجي ‌رسيده‌اند و در ضمن ايده هم براي طراحي صحنه دارد، طراح را دعوت مي‌كنند و آن وقت طراح مجبور به پياده كردن ايده‌ها با تعريف كارگردان و ميزانسن‌هاي مشخص شده مي‌شود، ‌خيلي از كارگردان‌هاي هم كه خودشان متن را مي‌نويسند، در پروسه نوشتن تصويرسازي ‌مي‌كنند و بعد به طراح صحنه مي‌گويند كه ما دقيقاً چه مي‌خواهيم. بالطبع پذيرفتن اين مسئله براي خيلي از طراحان صحنه جالب نيست.»
اين طراح صحنه با اظهار اين نكته كه اين نگرش در حال تعديل است، مي‌گويد:«البته اين نگرش در ميان كارگردان‌هاي جوان تعديل پيدا كرده، اغلب براي كارگردان‌هاي قديمي طراحي صحنه جايگاه جدا و ويژه‌اي ندارد‌ و آن‌ها تمامي مشخصات طراحي صحنه را مي‌دهند حتي لوازم صحنه را‌، در اين شكل طراح صحنه در مقام اجرا كننده طر‌ح است. در حالي كه طراح صحنه براساس متن و نظرات و تفكرات كارگردان بايد فضاي جديد را خلق كند، فضايي كه خود به تنهايي، جدا از بازيگر و كارگردان معنا داشته باشد. البته امروز نسبت به گذشته وضعيت طراحان صحنه بسيار بهتر شده و به نظرم طراحان نيز با كارشان بر تسريع اين روند تأثير مي‌گذارند؛ زماني كه متوجه باشند كه آن‌ها نبايد اجرا كننده خواسته كارگردان باشند بلكه براي هر كاري بايد ايده‌هاي متعددي داشته باشند و بر سر ايده‌هايشان بحث كنند.»
پيام فروتن
پيام فروتن، طراح صحنه و مدرس دانشگاه در اين باره مي‌گويد:«به نظرم طراح صحنه نسبت به 10 ، 15 سال پيش جايگاه بهتري پيدا كرده و جدي‌تر به اين شاخه از هنر نگاه مي‌شود، اما هنوز هم جايگاه در خور شأنش را نيافته است. به نظرم اين مسئله دو دليل عمده دارد، اولين دليل به سياستگذاري مركز هنرهاي نمايشي برمي‌گردد. وقتي مثلاً مرتب مسابقات نمايشنامه‌نويسي، معرفي‌ برترين‌هاي سال در حوزه نمايشنامه‌نويسي و... برگزار مي‌شود و از طرف ديگر دستمزد طراح صحنه‌اي كه 20 سال كار كرده، داراي مقاله علمي و كتاب است و تدريس هم مي‌كند كمتر از يك بازيگر جوان تئاتر است ديگر تكليف همه چيز در اين حيطه روشن مي‌شود! وقتي وضعيت به اين شكل است قطعاً بقيه هم جدي به اين مسئله نگاه نمي‌كنند.»
فروتن ادامه مي‌دهد:«دومين دليل به نگاه خود هنرمندان به خصوص كارگردان‌ها برمي‌گردد آن‌ها هنوز كاركرد هنرهاي تجسمي در تئاتر برايشان جدي گرفته نشده است و به گريم، طراحي پوستر و بروشور، طراحي صحنه و لباس... چندان اهميت نمي‌دهند و تمام تمركزشان را معطوف بازيگر مي‌كنند. به نظرم مركز هنرهاي نمايشي و هنرمندان بايد در يك سو حركت كنند تا به مرور اين گونه هنرها هم به جايگاه اصلي خود برسند. اما گلايه‌اي هم از پيشكسوتان تئاتر دارم. چرا بزرگترين كارگاه دكور طراحي صحنه خاورميانه(كارگاه طراحي صحنه تالار وحدت) تعطيل مي‌شود و تبديل به سالن اپراي عروسكي مي‌شود. در حالي كه هنوز نمي‌دانيم جايگاه اين نوع تئاتر ‌برايمان چقدر است. وقتي چنين اتفاقاتي مي‌افتد ديگر تكليف ارزش يك چيزهايي مشخص مي‌شود. انجمن طراحان صحنه خانه تئاتر در اين باره نامه اعتراض آميزي نوشت و خواستار جوابگويي از مركز هنرهاي نمايشي شد كه نامه همچنان بدون جواب مانده است. يكي از دلايلي كه من از انجمن طراحان صحنه خانه تئاتر استعفا دادم همين بود كه به اين نتيجه رسيدم اين مؤسسه فاقد تأثير در بدنه تئاتر است.»
محمد يعقوبي
از اين منظر كارگردان‌ها هم قطعاً نظراتي دارند، مثلاً محمد يعقوبي از جمله كارگردان‌هايي است كه در كارهايش از طراحان صحنه استفاده مي‌كند‌ فقط يك بار و در اجراي جشنواره نمايش"قرمز و ديگران" خودش صحنه را طراحي كرده است كه از آن هم به عنوان تجربه موفق ياد نمي‌كند.
محمد يعقوبي در اين باره مي‌گويد:«ما طراحان صحنه خوب‌ زيادي داريم‌. من با چند نفرشان‌ كار كردم كه همگي تجربه‌هاي خوبي بوده است از جمله محسن شاه‌ابراهيمي، منوچهر شجاع، ناصح كامكاري و رضا شاپورزاده.»
يعقوبي مهمترين مشكل را در اين باره كمبود سالن و دو اجرا بودن نمايش‌ها مي‌داند و مي‌گويد:«وقتي ما با كمبود سالن مواجه باشيم و برنامه‌ها نيز خيلي مشخص نباشد بالطبع طراح صحنه نيز نمي‌تواند با فراغ بال طبق يك سالن طراحي كند، به خصوص كه بعضي اوقات در دقيقه 90 سالن‌هاي اجرا هم تعويض مي‌شود. به همين دليل خامي‌هايي را كه در صحنه مي‌بينيم و به گردن صحنه مي‌اندازيم. در حالي كه مشكل به شرايط توليد برمي‌گردد. مسئله ديگر دو اجرا بودن نمايش‌هاست كه مسلماً لطمه جدي به كار طراحان صحنه وارد مي‌كند و باعث مي‌شود كه نتواند ايده‌هاي دلخواهش را پياده كنند و به ناچار بسنده كنند به طراحي‌هايي كه براي دو اجرا بودن مناسب باشد.»
وي مي‌افزايد:«يكي از راهكارهاي مهم كه من هميشه پياده‌اش مي‌كنم، اين است كه مثلاً فرض مي‌كنم نمايش"ماه در آب" توسط چند نفر كار مي‌شود، مثل"مرگ فروشنده" يا"مرغ دريايي" كه پنج نوع نمايش از آن‌ها مي‌بينيم، آن وقت فكر مي‌كنم بايد همه عناصرش تازه و ويژه باشد، مثلاً طراحي صحنه متفاوتي از كار ببينم در كنار بازي‌هاي خوب.»
يعقوبي كه وجود طراح صحنه را در كارهايش الزامي مي‌داند، مي‌گويد:«من يك بار در اجراي جشنواره"قرمز و ديگران" به دلايلي ناچار شدم كه اين اشتباه را مرتكب شوم و خودم طراحي آن را به عهده بگيرم، در آن تجربه مطمئن شدم كه وجود طراح صحنه الزامي است. لااقل من از جمله كساني هستم كه نمي‌توانم در اين حيطه مسلط باشم. البته ايده زياد مي‌دهم اما بايد كسي باشد كه با من در اين حيطه وارد تبادل نظر شود و بعد ايده‌ها را پياده كند.»
جلال تهراني
جلال تهراني كه مدت‌هاست در فضاي تئاتر ديده نمي‌شود طراح صحنه تمامي نمايش‌هايش ‌بوده است از جمله"هي مرد گنده گريه نكن" كه آخرين نمايشي بود كه از او در تالار اصلي روي صحنه رفت و يا"مخزن" و"تك سلولي‌ها" در واقع مي‌توان به غير از كارگردان عنوان طراح صحنه نيز به او داد!
تهراني با اين تعريف كه اشرافي به وضعيت كلي تئاتر و طراحي صحنه ندارد، خواست تا فقط درباره كارهاي خودش در اين حيطه صحبت كند و گفت:«در شكلي كه من تئاتر كار مي‌كنم و روشي كه بلد هستم، تمام عوامل صحنه از روزهاي اول تمرين بايد در كنار هم باشند. طبيعتاً طراح صحنه نيز از اين قائده مستثني نيست. طراح صحنه بايد در طول تمرين‌ها مرتب اتود بزند، نسبت به تغييرات پيش آمده منعطف باشد و طرح‌هاي به روز داشته باشد. علت اين كه من خودم هميشه صحنه‌ام را طراحي مي‌كنم فقط به همين دليل است كه طراحان ما قائل به اين پروسه نيستند. يعني جا افتاده كه با شركت در يكي، دو بار جلسه تمرين و شنيدن صحبت‌هاي كارگردان و خواندن متن طرح بزنند. در حالي كه من با اين روش كار نمي‌كنم. در حيطه طراحي نور، عبدالخالق مصدق هميشه در كنار گروه نمايش"هي مرد گنده گريه نكن" بود‌، بارها نورشان را منطبق با روند تمرين‌ها تغيير داد و اين رويه تا روزهاي آخر تمرين هم ادامه داشت و پر از ايده و نظر بود. اگر طراحان صحنه ما هم بتوانند اين گونه كار كنند صد در صد من هم طراحي را به متخصص‌اش واگذار مي‌كنم.»
تهراني افزود:«تعداد طراحان خوب ما كم نيست اما متأسفانه وقتي چند كار را با هم انجام مي‌دهند ديگر وقتي هم برايشان باقي نمي‌ماند كه در طي پروسه تمرين يك نمايش مدام حضور داشته باشند و اساساً قائل به اين گونه كار هم نيستند.»
محسن شاه‌ابراهيمي
محسن شاه‌ابراهيمي از ديگر طراحان صحنه و لباس ‌تئاتر است. او كه اساساً چنين ديدگاه‌هايي را قبول ندارد، مي‌گويد:«من هيچ وقت با مشكل خاصي برخورد نكرده‌ام. كارهاي من به دو گونه است و بستگي مستقيم به نوع ارتباط با كارگردان و طراح صحنه و نوع اثر ‌دارد. تجربه‌ام با محمد رحمانيان به اين گونه بود كه از ابتدا من در جريان شكل گيري نمايشنامه‌ بودم و از همان ابتدا ايده براي طراحي صحنه مي‌دادم كه تأثير مي‌گذاشت روي نوع كارگرداني و ايده‌هاي محمد رحمانيان. در مقابل رحمانيان نيز از ايده‌هايش درباره طراحي صحنه مي‌گفت و من از لحاظ زيباشناسي به او مي‌گفتم كه آيا پياده كردنش در صحنه جالب خواهد شد يا نه. اما تجربه با بيضايي چيز ديگري بود. او در متنش تمام فضاها را تصوير كرده بود و كاملاً ايده‌هاي صحنه را در ذهن داشت و من مي‌بايست نعل به نعل آن ذهنيت‌ها را پياده مي‌كردم. بعضي از كارگردان‌ها هم مانند آتيلا پسياني اساساً طراح صحنه هستند و ايده كارگرداني و طراحي صحنه را با هم پيش مي‌برند. به هر حال من هيچ وقت مشكلي نداشته‌ام.»

قاصدک در دل من همه کورند و کرند

امشب یک پیغامی و خوندم که سریع این شعر و در دلم زنده کرد تقدیمش می کنم به همون کسی که برام ...

قاصدک

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما،‌ اما
گرد بام و در من
بی ثمر می‌گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو ، فریب

قاصدک! هان ، ولی ... آخر ... ای وای
راستی آیا رفتی با باد ؟
با توام ، آی! کجا رفتی ؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم، خردک شرری هست هنوز ؟

قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند .

آفتهای طراحی صحنه ولباس در تلویزیون

طراحي صحنه و لباس هر كدام به تنهايي هنري مستقل از زير مجموعه هنرهاي تجسمي محسوب مي‌شوند كه در عين حال از هنرهايي چون نقاشي، مجسمه‌سازي‌، معماري، گرافيك و... نيز بي‌نياز نيستند.

اين هنرها از آن رو كه كاربردي هستند و قرار است نيازهاي متنوعي به جز نيازي‌هاي معنوي و ذوق هنري مخاطبان را پاسخ بدهند، در هر شرايط و براي هر مديومي، تعاريف مختلف و متعددي پيدا مي‌كنند. بنابراين وقتي صحبت از طراحي صحنه و لباس در تلويزيون مي‌شود، تعريف ويژه‌اي از اين هنر مدنظر قرار مي‌گيرد كه قرار است به نتيجه‌اي خاص منجر شود. طراحي صحنه و لباس در تلويزيون و مخصوصا برنامه‌هاي نمايشي آن، طراحي بستري مناسب براي ارائه باور پذير يك اتفاق يا داستان است.

اين طراحي ممكن است متناسب با نوع برنامه نمايشي، لزوما رئال نباشد اما در هر صورت بستر رويداد است و بايد ويژگي‌هاي لازم براي پذيرفته شدن از سوي مخاطب را داشته باشد و پذيرفته شدن از سوي مخاطب اتفاقي نيست كه به سادگي رخ دهد. مخاطب امروز تلويزيون، در مقايسه با حتي 25 سال گذشته هم بسيار حرفه‌اي و در نتيجه متوقع شده است! افزايش تعداد توليدات نمايشي سيما، دسترسي به برنامه‌هاي تلويزيوني متنوع، گسترش سينما و توليدات متنوع نمايشي از مخاطب تلويزيون، متخصصيني ساخته كه اگر توانايي ارائه تحليل‌هاي كارشناسانه را نداشته باشند، به راحتي مي‌توانند قابليت‌هاي هر اثري را تشخيص بدهند و در نتيجه آن را بپذيرند يا رد كنند.

روح طراحي صحنه و لباس

اگر چه در مقايسه با سال‌هايي كه بازيگران از لباس‌هاي شخصي خود استفاده مي‌كردند و لوكيشن‌ها بدون طراحي به‌عنوان بستر داستان مورد استفاده قرار مي‌گرفتند، طراحي صحنه و لباس در تلويزيون ما رشد چشمگيري داشته است، اما همچنان مشكلاتي، فضا‌سازي‌ سريال‌هاي تلويزيوني را تحت‌تأثير قرار مي‌دهند. متأسفانه كمتر صحنه پردازي و نوع پوشش بازيگران يك سريال گوياي روح حاكم بر مجموعه سريال به‌عنوان يك اثر هنري است.

در طراحي صحنه و لباس سريال‌هايي كه راوي داستان‌هاي معاصر هستند، تنها ابتدايي‌ترين مولفه‌ها مدنظر قرار مي‌گيرد؛ مولفه‌هايي مانند اينكه شخصيت‌ها متعلق به چه جايگاه اجتماعي هستند، در كدام شهر يا كدام نقطه از شهر زندگي مي‌كنند و مواردي از اين دست. كمتر ديده‌ايم روحيه و ديدگاه‌هاي يك شخصيت در نوع لباسي كه برايش طراحي مي‌شود و يا نوع آرايش خانه يا محل كارش دخيل شده باشد.

البته اين مورد شايد بيش از هر چيز با  عدم‌پرداخت دقيق و درست شخصيت‌ها در بيشتر سريال‌هاي تلويزيون ما مربوط باشد. به‌عنوان نمونه در يك سريال پر بيننده تمام شخصيت‌هاي زن با وجود تعريف و پرداختي متفاوت و متناقض، همه سارافون مي‌پوشند! يا همه شخصيت‌هاي مرد فلان سريال ديگر، اصرار دارند كه كت و شلوار به تن كنند حتي وقتي مي‌روند از سوپر سر كوچه ماست بخرند!  از طرفي بديهي است كه طراح صحنه يا لباس، يك نقاش يا مجسمه ساز نيست كه حس شخصي خود را در اثرش به نمايش بگذارد، اما از طرفي هم نمي‌توان توقع داشت بي‌توجه به مقوله هنر تنها با الهام از جامعه يا بستر زماني داستان دست به كار طراحي شود.

يك طراح صحنه يا لباس بايد بتواند ضمن رعايت همه اصول و وفاداري به واقعيت‌هاي موجود، ظريف و هنرمندانه دستي به كل اثر ببرد و هارموني متناسب را در كارش ايجاد كند. طراحان صحنه و لباس ممكن است اصول اوليه كارشناسان را خوب بدانند، مديوم تلويزيون را بشناسند، از سبك‌ها و شيوه‌هاي نمايشي شناخت كامل داشته باشند و در كل بدانند بستري كه اتفاق و داستان سريال در آن رخ مي‌دهد چه بستري است و همچنين، بستر رسانه‌اي كه قرار است آن را به نمايش‌ بگذارد حائز چه ويژگي‌هايي است، اما گاهي بي‌توجهي به نكاتي ساده، سطح كار طراحان صحنه و لباس را در حدي صرفا قابل‌قبول نگاه مي‌دارد و از بروز نتيجه‌اي فوق‌العاده جلوگيري مي‌كند

سروده پل الوار ، نشان دهنده اهميتي است كه جنبش سوررئاليسم به مقوله عشق مي دهد و بيان مخالفتي است با پوچي، بي رحمي و خشونت دنياي معاصرش.



از اقيانوس به چشمه
از كوه به جلگه
شبح زندگی جارسيت
و سايه منفور مرگ
بين ما اما
سپيده اي سر مي زند
از جان هايي پر شرر
باتمام بودنشان
به گام هايي آرام پيش مي رويم
طبيعت سلاممان مي كند
روز به رنگ هامان جان مي بخشد
آتش به چشم هامان
و دريا به يگانگي مان
و همه زندگان به ما مي مانند
آنهايي كه دوستشان داريم
باقي اما ، همه وهم اند
دروغين و غرق در نيستي خويش
در برابرشان بايد ايستاد
كه آنان با ضربه دشنه هاشان زنده اند
و گفتارشان همه ، بي مايه و دروغ است
و لب هايشان مي لرزد
از لذت پژواك ناقوس هاي سربي
در ابهام صداي سكه اي سياه

تنها يك قلب و ديگر هيچ
تنهاي يك قلب يعني تمام قلب ها
هر ستاره در آسماني پر از ستاره
در بستري تپشناك از نور و نگاه
سر خوش از عيش
براي سرودن ساحل هاي مهرباني انساني
و براي تويي كه دوستت دارم
و براي تمام انسان هايي كه دوستشان داريم
و آنهايي كه دوستي را دوست دارند
من سرانجام جاده را سد مي كنم
با سيل روياهاي ناگزير
و سرانجام خويش را دوباره پيدامي كنم
آري
جهان از آن ما خواهد بود

جايگاه طراحي لباس در تئاتر امروز ايران


 





به دنبال نشست هاي سال گذشته انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر در خصوص طراحي صحنه و لباس تئاتر در جهان، امسال نيز برگزاري اين نشست ها با محور موانع و مشكلات طراحي صحنه و لباس ادامه دارد. در اولين نشست كه بيستم تيرماه برگزار شد، ادنا زينليان، از طراحان با تجربه لباس و مدرس دانشگاه، در خصوص جايگاه طراحي لباس در تئاتر امروز ايران به سخنراني پرداخت.
برنامه*ريزي صحيح آموزشي و ارائه واحدهاي طراحي لباس در رشته كارگرداني، مشخص شدن جايگاه و شرح وظايف طراح لباس تئاتر، هماهنگي و تعامل بين طراح لباس و كارگردان، استفاده از فارغ التحصيلان طراحي لباس به عنوان دستيار در كنار طراحان با تجربه و تناسب در تقسيم بودجه و مشخص شدن دستمزد طراحان لباس در هر نمايش براساس دانش و تجربه كاري، از راهكارهاي ارائه شده توسط ايشان به منظور كم كردن مشكلات كاري طراحان لباس است. به اعتقاد زينليان كمبود كتابهاي پژوهشي، تأليف و ترجمه در خصوص طراحي لباس از مشكلات عمده ديگر است و كتابهاي موجود اغلب درباره تاريخچه لباس است. وي در سخنان خود ضمن اشاره به پيشرفت كمي و كيفي تئاتر در چند سال اخير به لزوم توجه بيشتر به لباس اشاره كرد و گفت: صحنه تئاتر محلي، شوي لباس و بالماسكه نيست. تئاتر براي بسياري، نوعي عبادت است كه بايد حرمت آن حفظ شود.
زينليان در بخش ديگري از سخنان خود وظيفه اصلي طراح لباس را خواندن دقيق نمايشنامه، تحقيق درباره نويسنده و سبك نوشتاري او، درك فضاي نمايشي و اهداف نويسنده و شناسايي و تفكيك شخصيتهاي نمايشي عنوان كرد و افزود: طراح لباس در صحنه به دنبال طراحي لباسي است كه ياريگر بازيگر در ارائه خصوصيات خاص يك شخصيت باشد. بنابراين بايد شخصيت را بشناسد و اين حاصل نمي شود مگر با تحقيق منابع و تبادل نظر با كارگردان و ديگر اعضاي گروه.
وي حضور طراح لباس در تمرين هاي گروه را الزامي دانست و گفت: اين حضور به طراح كمك مي كند تا فيزيك و بدن بازيگر را بهتر بشناسد و همچنين تغييرات احتمالي در نمايشنامه و ميزانسن ها و حركتها را بهتر شناسايي كند.
اين مدرس دانشگاه در خصوص مشكلات واحدهاي آموزشي رشته طراحي صحنه و لباس در دانشگاهها گفت: واحدهاي درسي دانشگاهها در اين رشته شناخت كاملي از الگو، دوخت، پارچه، ابداع طرح جديد و ... به دانشجويان نمي*دهند و متأسفانه در جامعه تئاتر نيز جايگاه طراح لباس به عنوان يك حرفه هنوز جا نيفتاده است و چنانكه شاهديم حتي در بروشورها و پوسترهاي تئاتر نيز فقط نام برخي افراد شاخص مي آيد و اين قابل قبول نيست.
وي افزود: اكنون به دليل نبود رشته طراحي لباس فارغ التحصيل اين رشته نيز وجود ندارد و طراحان لباس، اكثراً فارغ التحصيل طراحي صحنه يا دكور هستند در حالي كه شناخت مواد در طراحي لباس، متنوع تر و گسترده*تر از شناخت مواد در صحنه يا دكور است؛ طراحي لباس صحنه نياز به آموزش تخصصي بيشتري دارد.
وي با اشاره به اينكه در اوايل انقلاب حتي دانشجويان رشته ادبيات نمايشي موظف بودند واحدي به نام شناخت طراحي لباس بگذرانند گفت: اكنون رشته كارگرداني نيز واحدي درسي با اين عنوان ندارد. حال كارگرداني كه شناختي از لباس تئاتر ندارد چگونه مي تواند هماهنگي لازم را در گروه به وجود آورد؟
زينليان در پايان با اشاره به آرشيو هاي فعال لباس مثل تئاتر شهر و تالار وحدت، از قوانين اين آرشيو ها انتقاد كرد و گفت: اين قوانين به ما مي گويند نبايد هيچ دخل و تصرف و تغييري در لباس ها بوجود آيد حال آنكه در بسياري از موارد با يك تغيير و اصلاح، تهيه لباس مورد نظر امكانپذير خواهد شد. همچنين به نظر مي رسد اگر در هنگام جشنواره، آرشيو*هاي لباس در روزهاي تعطيل نيز فعال باشند مشكل ترافيك كاري بر تأخيرهاي هميشگي نخواهد افزود.
__________________
منبع:انجمن تخصصی هنر های نمایشی

جشن طراحان صحنه ولباس

در جشن انجمن طراحان صحنه و لباس كه در راستاي ششمين دوره بزرگداشت هفته تئاتر در تالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برگزار شد، پس از نمايش نماهنگ، بيانيه هيات داوران خوانده شد و پس از آن نفرات برگزيده در سه بخش مسابقه دانشجويي اعلام شدند.

* انتخاب هنرمندان در بخش طراحي صحنه و لباس

در بخش نقد صحنه هيچ كدام از آثار رسيده به خانه تئاتر حائز رتبه اول تا سوم نشدند و تنها از 2 نفر از دانشجويان به خاطر نزديك شدن به نقد صحنه، «سحر دادجو» از دانشكده سوره و «نسترن شاهسون» از دانشكده سوره تقدير شد.
در بخش طراحي لباس هيأت داوران از «سحر دادجو» دانشكده سوره و «سمانه داوودي پارسا» از دانشكده هنرهاي زيبا تقدير كرد و «فاطمه زعفراني» دانشكده سينما و تئاتر، «سمانه سمتي» از دانشكده سوره و «ادوار تزاريان» ازدانشگاه علم و فرهنگ حائز رتبه‌هاي سوم، دوم و اول شدند.
در بخش اسكيز صحنه هيأت داوران پس از بررسي و آثار ارائه شده از «نسترن شاهسون» از دانشكده سوره تقدير كرد و «عليرضا موحد» از دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد و «پريناز رحماني» از دانشكده هنرهاي زيبا حائز رتبه‌هاي سوم و دوم شدند و هيات داوران در اين بخش كسي را در حد احراز رتبه اول ندانست.

* از نبود «مديريت فرهنگي» به شدت رنج مي‌بريم


در ادامه اين مراسم نماهنگي از صحبت‌ها و سخنان علي رفيعي كه از طرف انجمن طراحان صحنه و لباس آماده شده بود پخش شد و از حسين پاكدل دعوت شدتا در مورد علي رفيعي سخنراني كند.
حسين پاكدل در ابتداي سخنان خود گفت: به قول زنده ياد حسين پناهي كه مي‌گفت «درك زيبايي، دركي زيباست» برايم سخت است بخواهم صحبت كنم ولي مقدمه‌اي در تجليل از علي رفيعي خواهم گفت اما قبل از آن خوب است يادي از هنرمند جوان و ناكام «رامين سليمان پور» و نيز «اردشير كشاورزي» داشته باشم.
وي اظهار داشت: يكي از ويژگي‌هاي رفيعي در عرصه تئاتر، هم كارگرداني، هم نويسندگي و هم طراحي صحنه اين است كه اثري كه قرار است خلق بشود را ابتدا به شكل كامل در ذهن خود مي‌سازند، بارها اتفاق افتاده كه اول ماكت طرح را مي‌آوردند و مي‌گفتند كه اين نمايش من است و ويژگي دوم وي اين است كه طراحي‌شان به شدت كاربردي است و ويژگي سوم علي رفيعي اين است كه فقط در صحنه تئاتر هنرمند نيستند، آشپزي، زندگي، رانندگي، سفر و همه امورشان هنرمندانه است.
پاكدل در ادامه گفت: چند دسته هنرمند داريم، يك عده شبه هنرمند هستند، عده‌‌اي هنرمند ابزار و عده‌اي هنرمند خلاق هستند كه هنر ما روي دوش آنهاست، اما عده‌اي هم «هنرمند مولف» يعني قابل استناد همه آن چيزي كه در خلق اثر هنري بروز پيدا مي‌كند هستند و علي رفيعي اينگونه است، ضمن اينكه رفيعي فرزند زمانه خودش است و نمايش‌هايش هميشه حرفي براي زمان خودش داشته و بين سنت و مدرنيسم، تلفيق ايجاد مي‌كنند.
وي يكي از معضلات جامعه فرهنگي و هنري كه به شدت كمبود آن احساس مي‌شود را «مديريت فرهنگي» دانست و گفت: «مديريت فرهنگي» به عنوان كسي كه بتواند با احاطه كامل بين همه ابزار هنر جريان ايجاد كند و خلق حادثه كند، بدين معنا كه تشخيص بدهد اكنون زمانه‌اي است كه كمك كنيم به طور مثال علي رفيعي نمايش خود را به روي صحنه ببرد و اينكه ببينيم اكنون چه چيزي باب روز است و به طور كلي بايد گفت كه «مديريت هنري» نيست و يكي از معضلات بزرگ توليت كامل و بلامنازع دولت بر هنر است.

* بارزترين جلوه كار رفيعي در فضاسازي‌ است

هوشنگ گلمكاني نيز در خصوص علي رفيعي گفت: بسيار خوشحال هستم، در سال‌هايي زندگي كردم كه از ابتدا شاهد كارها و فعاليت‌هاي علي رفيعي بودم چرا كه رفيعي در تئاتر ايران تحول ايجاد كردند، ايشان گرايش‌هاي كلاسيك داشتند كه آن را با نوآوري‌هاي دوران خود در آميختند ضمن اينكه بارزترين جلوه كار رفيعي در فضاسازي‌هاي وي است و متن براي او اهميت درجه دوم دارد و در اكثر نمايش‌ها طراح صحنه و لباس خودشان بود و كارهاي رفيعي اغلب پرجمعيت است.

** رفيعي كلاسيك نوگراست

وي تصريح كرد: رفيعي مرد صحنه‌هاي بزرگ است و چيزهايي به ايران آورد كه قبل از آن نديده بوديم، كارهايي فراتر از تئاتر دانشجويي كرد و ذهنيات رفيعي تناسبي با صحنه‌هاي كوچك ندارد، ضمن اينكه رفيعي با حفظ گرايش كلاسيك، نوآوري و به روز بودن هم داشت و استعدادهاي تئاتر ايران در اين زمينه را بالا برد و ارتباط با حداكثر تماشاگران را نيز از نظر دور نمي‌داشت و در كل بايد گفت «رفيعي كلاسيك نوگراست».

* رفيعي بين سنتي‌ها و نوگرايان پيوند ايجاد كرد

گلمكاني ادامه داد: رفيعي پيوند خود با تئاتر سنتي ايران را هم حفظ كرد و بين سنتي‌ها و نوگرايان پيوند ايجاد كرد، براي رفيعي صحنه بزرگ محلي براي شلنگ و تخته انداختن نيست، هميشه از طول و عرض و عمق و ارتفاع صحنه به طور كامل استفاده كرده است و مي‌داند با صحنه بزرگ چه كار كند، همچنين رفيعي ميزانسن‌هاي عظيم مي‌سازد كه طراحي صحنه و دكور هم جزو آن ميزانسن‌ها هستند، كار رفيعي تاثير بزرگي در رويكرد تئاتري‌هاي ايران گذاشت و نمايش «شكار روباه» علي رفيعي را در اوج صلابت، شادابي و سرزندگي‌اش نشان مي‌دهد.

** بخش عمده‌اي از بار دراماتيك صحنه بر دوش طراح صحنه است

اين مراسم با تصنيف زنده (آه مرد) با شعر، آهنگ و صداي «حسن بزرگي» ادامه يافت و سپس كليپي از صحبت‌هاي علي رفيعي در مورد تئاتر و طراحي صحنه و لباس پخش شد كه در آن علي رفيعي عنوان كرده بود كه طراحي صحنه جزء لاينفك و جدانشدني كار تئاتر است و به هيچ وجه از امر كارگرداني جدا شدني نيست و بايد در همه تحليل‌ها كنار كارگردان حضور داشته باشد، بخش عمده‌اي از بار دراماتيك صحنه بر دوش طراح صحنه است و بر اين باورم كه طراحي صحنه نمي‌تواند از كارگرداني و بازي بازيگر جدا باشد، مهمترين هنر يك بازيگر، هنر اشغال فضاست و قرن حاضر قرن جانشين شدن دكور به جاي فضاست.

* علي رفيعي تجليل شد

در پايان اين مراسم با حضور «ايرج راد» مديرعامل خانه تئاتر از علي رفيعي تجليل شد و ايرج راد هدايايي را به رسم ياد بود به علي رفيعي تقديم كرد، ضمن اينكه علي رفيعي در سخنان خود پس از تقدير گفت: امشب به محض ورود به دفتر مديريت خانه هنرمندان يكي از دوستان و شخصيت‌هايي را ديدم كه رنسانس زندگي تئاتري خود را مديون وي هستم.

** زنده باد مديراني كه جاني تازه به تئاتر دادند

وي اذعان كرد: درست در زماني كه از طرف مركز هنرهاي نمايشي امكان كار به من داده نمي‌شد دو مدير در دو مرحله مختلف مرا به صحنه‌هاي تئاتر بازگرداندند، يكي محمدرضا لاهوتي بود كه به من گفت: «من ريسك حضور يافتن تو روي صحنه به رغم مخالفت مركز را مي‌پذيرم و كارت را شروع كن» و ديگري شخصي به نام حسين سليمي مدير مركز هنرهاي نمايشي وقت بود كه به من گفت: «اين تئاتر و اين هم امكانات، كارت را هر وقت مي‌خواهي شروع كن» و من رنسانس كار حرفه‌اي خود را با مديريت سليمي شروع كردم و مديون وي هستم.
رفيعي افزود: در وهله اول اين مديريت‌هاست كه تئاتر را به وجود مي‌آورد و امشب فقط شب طراحان صحنه و لباس و يا حتي نويسنده و كارگردان و بازيگر نيست و زنده باد به مديراني مي‌گويم كه هر وقت در مقاطع مختلف آمدند، جان و رمق تازه‌اي به تئاتر كشور دادند.

در آخر به دوستان عزیزم سحرو نسترن که از همکلاسیهام هستن تبریک میگم و خیلی ناراحتم که به خاطر بیماری نتونستم در این جشن شرکت کنم.

 

به یاد رنه مگریت؛ نقاش سورئالیست

 رنه مگريت از شاخص ترين نقاشان سبک سورئاليسم ، ۱۱۰ سال پيش در آستانه
فصل سرد زمستان به دنيا آمد.
۲۱ نوامبر ( اول آذر) صد و دهمين سالگرد تولد رنه مگريت از پيشروترين و جنجالی ترين
نقاشان قرن بيستم است .
رنه مگريت که الهام بخش بسياری از هنرمندان مدرن چون اندی وارهول بوده است،
در ۲۱ نوامبر ۱۸۹۸ در شهر لسين بلژيک به دنيا آمد و نقاشی را از ۱۲ سالگی اغاز کرد.

مادر رنه در سال ۱۹۱۲ با سپردن خود به دست امواج رودخانه سابره در بلژيک خودکشی
کرد و رنه مگريت در ۱۴ سالگی شاهد بيرون کشيدن جسد مادراش از رودخانه بود .

تاثير اين تصوير را می توان در آثار نقاشی او بين سال های ۱۹۲۷ و ۱۹۲۸ ديد.
در اين آثار، رنه مگريت انسان هايی را تصويرکرده است که صورتشان با
لباس هايشان پوشانده شده است.

 آثار مگریت هم اکنون جزو گران‌ترین نقاشی‌های معاصر به شمار می‌آیند.

رنه مگريت ابتدا با عنوان دستيار طراح کاغد ديواری در يک کارخانه مشغول به کار شد
اما در سال ۱۹۲۶ با امضای قرادادی با گالری مرکزی بروکسل پايتخت بلژيک ، توانست
تمام وقت به کار نقاشی بپردازد.
اين نقاش معروف سوررئال اولين نمايشگاه خود را در سال ۱۹۲۷ يعنی ۸۱ سال پيش در
بروکسل برپاکرد اما با سردی منتقدان روبرو شد و به همين خاطر به پاريس نقل مکان کرد.

جايی که با آندره برتون بنيانگذار سبک سوررئاليسم و ديگر سوررئاليست ها آشنا شد
و اين آشنايی سبب شد تا آثار بعدی خود را در چهارچوب اين سبک خلق کند.

از جنجالی ترين آثار نقاشی  رنه مگريت می توان به تابلوی «اين يک پيپ نيست »
اشاره کرد.

 در اين اثر که در سال ۱۹۲۹ خلق شده،
 مگريت يک پيپ کشيده و زير آن به زبان
 فرانسه نوشته است:
 « اين يک پيپ نيست».
 ميشل فوکو، فيلسوف و متفکر معروف
 فرانسوی و نظريه پرداز پست مدرنيسم، 
 در مورد اين تابلوی رنه مگريت کتابی نيز
 به همين نام نوشته است که در ايران با
 ترجمه مانی حقيقی منتشر شده است.

در سایت رسمی رنه مگریت آمده است که این نقاش بلژیکی  خود در مورد آثارش
می گويد:
«نقاشی های من تصاويرمرئی هستند که هيچ چيزی را پنهان نمی کنند. آن ها به
نظر اسرارآميز می رسند. وقتی کسی آثار مرا می بيند يک سئوال ساده می پرسد:
معنی اين چيست؟ آهيچ معنايی ندارد زيرا رمزالودگی هم فارغ از معناست.
غيرقابل درک است.» ( منبع نقل قول : سايت رسمی رنه مگريت )

از ديگر آثار مطرح اين نقاش آوانگارد می توان به تابلوهای شرايط انسان، رازهای افق،
اتاق شنود، جادوی سياه و پسرانسان اشاره کرد.
شماری از مجموعه آثار او که در آن عناصر داخل تابلو به رنگ و شکل آسمان آبی در
می آيند و يا موجوداتی که نيمه ماهی و نيمه انسان هستند از مشهورترين آثار او به
حساب می آيند.
رنه مگريت که در طول عمر ۶۸ ساله خود در حدود ۱۳۰۰ اثر هنری خلق کرد ،
در ۱۵ اوت ۱۹۶۷ چهل و يک سال پيش ، بر اثرسرطان در بروکسل درگذشت .

آثار نقاشی او هم اکنون جزو گران ترين تابلوهای نقاشی معاصر به حساب می آيند.                                                                                                                                                منبع(وبلاگ پنجره omidvar-window.blogfa.com)

"خورشيدي هميشه استاد" به کوشش پيام فروتن آماده شد

پيام فروتن از پايان مرحله گردآوري مطالب و نگارش يک سوم کتاب"خورشيدي هميشه استاد" خبر داد.
‌‌ا‌ين طراح و مدرس تئاتر که در مراسم بزرگداشت خسرو خورشيدي از نگارش کتابي درباره ‌وي خبر داده بود، به سايت ايران تئاتر گفت:«اين کتاب که شامل زندگي‌ خسرو خورشيدي، تصاويري از آثار ايشان در رشته‌هاي مجسمه‌سازي، طراحي صحنه و نقاشي مي‌شود، در حال حاضر مرحله تنظيم و نگارش را پشت سر مي‌گذارد.»
وي ادامه داد:«در بخش تصاوير کتاب، عکس‌هايي از کارهاي ايشان در خارج و داخل کشور، نمونه اسکيس‌هاي صحنه و تصاويري از مراحل کار در صحنه و دکور مجموعه‌هاي تلويزيوني و ديگر کارهاي تصويري‌اش درج خواهد شد.»
اين طراح صحنه تئاتر درباره مرحله گردآوري زندگي‌نامه خورشيدي توضيح داد:«در مرحله گردآوري بيش از 60 ساعت مصاحبه با وي ضبط کرده‌ايم که کار پياده کردن نوار و تنظيم اوليه آن انجام شده ست. اين مطالب اکنون در مرحله نگارش هستند که نگارش دو فصل از اين کتاب به پايان رسيده و 4 فصل ديگر آن بايد نوشته شود.»
وي درباره نحوه چاپ و انتشار اين کتاب به سايت ايران تئاتر گفت:«سال آينده، هفتادمين سالگرد تاسيس دانشکده هنرهاي زيباست و اميدوارم پس از تکميل، کتاب در انتشارات دانشگاه تهران و به اين مناسبت چاپ شود.»
به نقل از سایت ایران تئاتر

 

نام اصلي: ابوالقاسم

نام خانوادگي اصلي: خورشیدی

......................................

سمت (در بخش هاي):  صحنه و لباس،

......................................

تاريخ تولد: 1311

مليت: ایران

......................................

 مدرك تحصيلي: فارغ التحصیل  طراحی صحنه و لباس

 

 

بيوگرافي

فارغ التحصیل طراحی صحنه از آکادمی هنرهای زیبای رم در سال ١٣٤٤.
فارغ التحصیل معماری از آکادمی سن جاکومو در سال ١٣٤٧.
طراحی صحنه تاتر در اپرای متروپلیس نیویورک.
بازگشت به ایران در سال ١٣٣٤٧.
شروع فعالیت در تاتر در سال ١٣٥١.
شروع فعالیت در تلویزیون به عنوان طراحی صحنه مجموعه "سربداران" در سال ١٣٦٢.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم "مجسمه" (ابراهیم وحیدزاده" به عنوان طراح صحنه در سال ١٣٧١.

 

بخشي از فيلم شناسي:

1381  تب ( رضا کریمی )  [طراح صحنه و لباس]

1372  هبوط ( احمدرضا معتمدی )  [طراح صحنه و لباس]

1371  مجسمه ( ابراهیم وحیدزاده )  [طراح صحنه و لباس]

 

جوايز و انتخابها

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس (هبوط)

[ دوره 12 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1372 ]

.................................................................

>>  کاندید تندیس زرین بهترین طراحی صحنه و لباس (تب)

[ دوره 8 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1383 ]

تقدیم به او که عاشقانه دوستش دارم

dokhtar

فدای تو یه وقت شبا بیخوابی خستت نکنه

غم غریبی  عزیزم سردوشکستت نکنه

چادر شب لطیفتواز روت شبا پس نزنی

تنگ بلور آبتو یه وقت ناقافل نشکنی

اگه واست زحمتی نیست

بر سر عهدمون بمون

منم تورو سپردمت دست خدای مهربون

 

راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم

رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم

از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره

فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم

نمیدونی چقد دلم تنگه برای دیدنت

برای مهربونیات،نوازشات،بوسید نت

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم براهته

یه قلب تنهاو کبود هلاکه یه نگاهته

میدونم همین روزا عشق من از یادت میره

بدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره

عکسای نازنینتو چنتا گل کنارمه

یه بغز کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگیم با یه غمی دوست دارم

 داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم

وقتی تونیستی چکنم با این دل بهونه گیر

مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچوقت نگیر

 

 

میگم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

نورشونو بدرقه ی پاکی خنده  هات کنن

تنها دلیل زندگیم با یه غمی دوست دارم

 

 

اولین زن فارغ‌التحصیل دبیرستان در باغ خرابه‌ای در شهرستان دماوند

mehrtaj1.jpg

مهرتاج رخشان در روز جشن فارغ‌التحصیلی از دبیرستان - پیش از 1297 خورشیدی

 

مهرتاج رخشان اولین دختر ایرانی است که در دوران مظفرالدین شاه از دبیرستان آمریکایی‌ها فارغ‌التحصیل شده است. اما وضع تحصیل دختران در مدرسه، در آن زمان به همین سادگی هم نبوده و مهرتاج مجبور شده به همراه خواهرش و به بهانه‌‌ی حمام رفتن از خانه بیرون بزند و یکراست به خانه‌ی علی‌اصغر خان اتابک برود و یک ماه در آنجا بست بنشیند تا اجازه‌ی مدرسه رفتن را از پدرش بگیرد.
اما مدرسه رفتن با چادر و چاقچور و برداشتن کتاب و دفتر هم مسئله‌ای بوده است. برای همین مهرتاج رخشان خودش لباسی را اختراع می‌کند که ظاهرا شبیه مانتو‌های امروز است ولی یک کلاه هم که صورت را می‌پوشاند روی سرش می‌گذارد که دست‌هایش آزاد باشد. خودش می‌گوید که پوشیدن این لباس غوغایی در شهر به پا کرد. مردم پدر مهرتاج را تهدید می‌کردند که دخترش را در خیابان می‌کشند تا بالاخره این تهدیدها و فشار پدرش به آنجا می‌رسد که مجبور می‌شود برای حفظ جانش دوباره به چادر و چاقچور برگردد

در سال چهارم دبیرستان آمریکایی‌ها از پدرش می‌خواهد که به او برای ایجاد یک مدرسه‌ی دخترانه کمک کند. گویا مهرتاج و خواهرش با کمک صدیقه دولت‌آبادی مدرسه‌ی «ام‌المدارس» را برای دختران ایجاد می‌کنند که یکی از اولین مدارس در اصفهان است. می‌گوید که خواهرش مدرسه‌ی خودش را رها کرد و در مدرسه‌ی جدید معلم تمام‌وقت شد ولی مهرتاج صبح تا عصر را به دبیرستان آمریکایی‌ها می‌رفته و عصرها هم به مدرسه‌ی خودش برای درس دادن.
خاطره‌ای را که خود مهرتاج از دوران تحصیلش در دبیرستان بیاد می‌آورد این است که آن زمان تنها زن ِ بی‌حجاب ایرانی بوده که در مجلسی رسمی شرکت می‌کرده و اینکه سه سخنرانی هم در آن مراسم داشته است

بعدها مهرتاج رخشان پیشنهاد تاسیس خانه‌ی امید را مطرح کرد و همینطور موضوع تساوی دختران و پسران را در تحصیل. چرا که تا آن زمان، به دختران اجازه نمی‌دادند بیشتر از 6 کلاس درس بخوانند. مهرتاج در زمان کنگره‌ی دوم در سال 1311 شخصیت شناخته‌شده‌ای در میان زنان فعال بوده است و در یکی از جلسات هم درخواست تقدیر از تلاش‌های او مطرح می‌شود.
کار و شغل او در سال‌های بعد، مدیریت و معلمی در مدارس دخترانه در شهرهایی مثل انزلی، مشهد، گلپایگان و ملایر بود. مهرتاج به گفته‌ی خودش چند کتاب و چندین مقاله هم نوشته بوده که شاید دیگر اثری از آنها لااقل به صورت عمومی نباشد. عنوان دو تا از کتاب‌هایش "زنان سخنور" و "هدایت به راه‌های عدالت" است. در سالهای آخر عمر هم که بخاطر نداشتن یک حقوق بازنشستگی و درآمد کافی، در شرایط خوبی زندگی نمی‌کرده است: چادری در ته یک باغ در شهرستان دماوند و با درآمدی بخور و نمیر از اهالی محل.